ترجمه "stiletto" به فارسی
دشنه, خنجر, کارد بهترین ترجمه های "stiletto" به فارسی هستند.
stiletto
adjective
verb
noun
دستور زبان
Sharp and narrow like a stiletto. [..]
-
دشنه
nounIt felt as if twin stilettos had been planted in his flesh at the same instant.
به نظر میرسید دو دشنه دریک زمان به پاهایش فرو رفتند.
-
خنجر
nounKinda feel like stilettos.
به نظر خنجر مي آد.
-
کارد
nounShe saw always the glistening poison drop and the long stiletto.
درخشش زهر و تیغهی بلند کارد را همیشه میدید.
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس - پاشنه ی بلند و باریک کفش زنانه) پاشنه تیز
- (برای سوراخ کردن چرم یا درز دار کردن پارچه و غیره) درفش
- با خنجر سوراخ کردن یا کشتن
- دشنه زدن
- سوراخ کن
- پاشنه سوزنی (stiletto heel و spike هم می گویند)
- چاقوی نوک تیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stiletto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "stiletto"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن