ترجمه "still" به فارسی

هنوز, آرام, باز هم بهترین ترجمه های "still" به فارسی هستند.

still adjective verb noun adverb دستور زبان

(archaic, poetic) always; invariably; constantly; continuously. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنوز

    adverb

    up to a time, as in the preceding time [..]

    He still hasn't answered my letter.

    او هنوز به نامه ام پاسخ نداده است.

  • آرام

    adjective noun

    not moving

    Hold still for a moment, please.

    لطفاً چند دقیقه آرام بمانید.

  • باز هم

    nevertheless

    And he would still love me, even as I now proved him wrong.

    و او باز هم مرا دوست خواهد داشت، حتی اگر الآن ثابت میکردم که اشتباه میکرده.

  • ترجمه های کمتر

    • خاموش
    • ساکت
    • همیشه
    • راکد
    • ساكت
    • باز
    • ساکن
    • سکوت
    • بیشتر
    • معذلک
    • صامت
    • خموش
    • ناجنبا
    • ملایم
    • انبیق
    • چکانشگر
    • پوستر
    • رسومات
    • خموشی
    • (شراب) بی گاز
    • (هوا) بی باد
    • - تر
    • آرام شده
    • آرام کردن
    • آرام کردن یا شدن
    • آرام کرده
    • آرامش بخشیدن
    • آسوده کردن
    • با این حال
    • با این وجود
    • با وجود این
    • باز ایستادن
    • باز ایستاندن 3
    • بدون موج
    • بی تحرک
    • بی تلاطم
    • بی تکان
    • بی جنبش
    • بی جوش
    • بی حرکت
    • بی حرکت کردن یا شدن
    • بی صدا
    • بی صدایی
    • بی کف
    • تقطیر کردن
    • خاموش شدن
    • خموش کردن 2
    • درازتر (و غیره) 1
    • دستگاه تقطیر
    • دستگاه چکانش
    • ساکت کردن
    • علي رغم
    • عکس (گرفته شده از فیلم سینمایی)
    • ناجنبا کردن یا شدن
    • ولی باز 0
    • پر آرامش
    • چکانش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " still " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "still" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "still" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه