ترجمه "stipend" به فارسی

مقرری, دستمزد, حقوق بهترین ترجمه های "stipend" به فارسی هستند.

stipend verb noun دستور زبان

a fixed payment, generally small and occurring at regular intervals; a modest allowance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقرری

    fixed payment

    Tuition, room and board, and a small stipend

    شهریه، اتاق و جای خواب و مقرری جزی

  • دستمزد

    noun

    not to present myself in the counting house at the usual hour, to receive my stipend.

    و آن روز هم برای دریافت دستمزد به دفتر کارخانه جراجعه نکنم.

  • حقوق

    noun

    A small stipend, but I'll learn a lot

    يک حقوق اندک ، ولي خيلي چيزها ياد گرفتم

  • ترجمه های کمتر

    • جیره
    • راستاد
    • مستمری
    • مواجب
    • حقوق ثابت
    • حقوق ماهیانه
    • درآمد بازنشستگی
    • مواجب ماهیانه (به ویژه کشیش) (رجوع شود به salary)
    • پرداخت گاه بگاه
    • پول جیب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stipend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stipend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه