ترجمه "stipple" به فارسی
(اثرهنری) نقطه چین (شده), (نقاشی یا حکاکی یا ترسیم و غیره) نقطه چین کردن, با نقطه پوشاندن بهترین ترجمه های "stipple" به فارسی هستند.
stipple
verb
noun
دستور زبان
the use of small dots that give the appearance of shading; the dots thus used [..]
-
(اثرهنری) نقطه چین (شده)
-
(نقاشی یا حکاکی یا ترسیم و غیره) نقطه چین کردن
-
با نقطه پوشاندن
-
ترجمه های کمتر
- خال مخالی کردن
- هنر نقطه چینی (یا نقطه آرایی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stipple " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن