ترجمه "stipule" به فارسی
گوشواره, گوشوارک, (در زیر دمبرگ یا petiole برخی گیاهان) گوشوارک بهترین ترجمه های "stipule" به فارسی هستند.
stipule
noun
دستور زبان
(botany) Basal appendage of a typical leaf of a flowering plant, usually appearing paired beside the petiole although sometimes absent or highly modified. [..]
-
گوشواره
noun -
گوشوارک
-
(در زیر دمبرگ یا petiole برخی گیاهان) گوشوارک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stipule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stipule" با ترجمه به فارسی
-
الزام · بایسته · تصریح · تصریح سازی · روشنکرد · شرط · شرط ضمن عقد · فرنمود · قرارداد · قید · مشروط سازی
-
تصریح کننده · طرف قرارداد · قید کننده
-
(در قرارداد یا توافق نامه و غیره) قید کردن · (گیاه شناسی) گوشوارک دار · الزام آور کردن · تصریح کردن · تصریح کردن یا شدن · قید کردن · مشروط (به چیزی) کردن · منوط کردن · گوشوارکی (stipulated هم می گویند)
-
(در قرارداد یا توافق نامه و غیره) قید کردن · (گیاه شناسی) گوشوارک دار · الزام آور کردن · تصریح کردن · تصریح کردن یا شدن · قید کردن · مشروط (به چیزی) کردن · منوط کردن · گوشوارکی (stipulated هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن