ترجمه "stipulation" به فارسی
قرارداد, شرط, تصریح بهترین ترجمه های "stipulation" به فارسی هستند.
stipulation
noun
دستور زبان
Something that is stated or stipulated as a condition of an agreement. [..]
-
قرارداد
noun -
شرط
nounI ask no questions and make no stipulations.
بدون آنکه توضیحی بخواهم یا شرط و ظروطی قائل شوم آنها را میپذیرم!
-
تصریح
The third and most important clause stipulated
در سومین و مهمترین بند قرارداد تصریح شده بود
-
ترجمه های کمتر
- روشنکرد
- فرنمود
- الزام
- بایسته
- قید
- تصریح سازی
- شرط ضمن عقد
- مشروط سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stipulation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stipulation" با ترجمه به فارسی
-
تصریح کننده · طرف قرارداد · قید کننده
-
(در قرارداد یا توافق نامه و غیره) قید کردن · (گیاه شناسی) گوشوارک دار · الزام آور کردن · تصریح کردن · تصریح کردن یا شدن · قید کردن · مشروط (به چیزی) کردن · منوط کردن · گوشوارکی (stipulated هم می گویند)
-
(در زیر دمبرگ یا petiole برخی گیاهان) گوشوارک · گوشواره · گوشوارک
-
(در قرارداد یا توافق نامه و غیره) قید کردن · (گیاه شناسی) گوشوارک دار · الزام آور کردن · تصریح کردن · تصریح کردن یا شدن · قید کردن · مشروط (به چیزی) کردن · منوط کردن · گوشوارکی (stipulated هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن