ترجمه "store" به فارسی
مغازه, ذخیره, مخزن بهترین ترجمه های "store" به فارسی هستند.
store
verb
noun
دستور زبان
A place where items may be accumulated or routinely kept. [..]
-
مغازه
nounAn establishment, either physical or virtual, that sells goods or services to the public.
This store's hamburgers taste better than that one's.
همبرگرهای این مغازه از آن یکی طعم بهتری دارد.
-
ذخیره
nounsupply held in storage [..]
So no water is stored. It's always on tap.
بنابراین هیچ آبی ذخیره نمی شود، همیشه در جریان است.
-
مخزن
noun
-
ترجمه های کمتر
- ستنج
- انبار
- دکان
- فروشگاه
- اندوختن
- انبار کردن
- ذخیره کردن
- فروشگاهی
- اندوخته
- انباشته
- انباره
- ذخایر
- کارگاه
- دکه
- فراوانی
- انباردن
- بازخانه
- ذخیرهکردن
- مرکزبازرگانی
- نهادگان
- نهشتگاه
- نهندره
- گنجیده
- انباشتن
- وفور
- (از چیزی) پرکردن یا شدن
- (انگلیس) حافظه
- (به ویژه خوراک یا پوشاک یا جنگ افزار - جمع) تجهیزات
- (در انبار) به امانت سپردن
- (در انبار) دوام آوردن
- (در حافظه ی کامپیوتر) نگهداشتن
- (کامپیوتر) انبار کردن
- - خانه
- - فروشی
- انبار شدن
- ایستگاه راه آهن
- با گاژ کردن
- تعمیر گاه
- قابل انبارکردن بودن
- محل انبار چیزی بودن
- مخزن مهمات
- نبک 0
- وابسته به فروشگاه یا دکان
- پس انداز
- کثرت 1
- گنجایش داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " store " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Store
-
انبار کردن- مغازه
تصاویر با "store"
عباراتی شبیه به "store" با ترجمه به فارسی
-
سردخانهها · منجمدكنندهها
-
فروشگاه ها تخفیفی
-
اسباببازی فروشی
-
قنادی
-
مرکز Exchange
-
بازار بزرگ · فروشگاه بزرگ · فروشگاه چند بخشی
-
اپاستور
-
کفشفروشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن