ترجمه "storyteller" به فارسی
قصه گو, راوی, داستانسرا بهترین ترجمه های "storyteller" به فارسی هستند.
storyteller
noun
دستور زبان
a person who relates stories through one medium or another to an audience. [..]
-
قصه گو
nounwhen anyone could become a storyteller in front of the dancing flames.
زمانی که هر کسی در برابر شعله های رقصان آتش می توانست یک قصه گو شود.
-
راوی
nounAs a storyteller, I like to give back to the community.
من به عنوان راوی، دوست دارم دین خود را به جامعه ادا کنم.
-
داستانسرا
nor am I specialist. I am merely a storyteller."
همچنین متخصص هم نیستم. من صرفا یک داستانسرا هستم.»
-
ترجمه های کمتر
- گوینده
- نقال
- (عامیانه) دروغگو
- داستان سرا
- داستان گو
- گوینده داستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " storyteller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "storyteller" با ترجمه به فارسی
-
داستانسرایی چندرسانهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن