ترجمه "stout" به فارسی

تنومند, محکم, فربه بهترین ترجمه های "stout" به فارسی هستند.

stout adjective noun دستور زبان

bold, strong-minded; lusty; vigorous; robust; sinewy; muscular [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنومند

    A stout Irishwoman came to the top of the steps.

    یک زن تنومند ایرلندی بالای پلهها ظاهرا شد

  • محکم

    adjective

    This grating, made of stout, transverse bars, was about two feet square.

    این دریچه که از میلههای محکم عرضی ساخته شده بود تقریبا دو پای مربع مساحت داشت.

  • فربه

    Pierre said, letting his stout body sink into an armchair beside her.

    پییر در حالیکه با اندام فربه خود روی صندلی راحت کنار شاهزاده خانم ماریا میلمید گفت:

  • ترجمه های کمتر

    • چاق
    • قوی
    • نیرومند
    • دلاور
    • دلیر
    • قطور
    • استوار
    • ستبر، ستهم، ستنبه
    • استاوت
    • تهمتن
    • لندهور
    • پرزور
    • قلچماق
    • ستبر
    • مستحکم
    • نترس
    • سرسخت
    • (مردانه) لباس اندازه ی بزرگ (برای مردان چاق)
    • آبجو سیاه
    • بی باک
    • قوی بنیه
    • قوی هیکل
    • پر و پاقرص
    • کت و کلفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stout proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Stout" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Stout در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "stout" با ترجمه به فارسی

  • تنومندی · جرات · دلیری · ستبری · عزم · قوت قلب · محکمی · وزن زیادی · چاق · چاقی · گردن کلفتی
  • آبجوها · آبجوهاي انگليسي · آبجوهاي سياه · لاژرها
اضافه کردن

ترجمه های "stout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه