ترجمه "stoutness" به فارسی
ستبری, چاقی, تنومندی بهترین ترجمه های "stoutness" به فارسی هستند.
stoutness
noun
دستور زبان
(usually uncountable) A state or quality of being stout. [..]
-
ستبری
noun -
چاقی
nounBut not again did he return with a stout man and wife;
ولی این دفعه دیگر زن و شوهر چاقی را به درون نیاورد
-
تنومندی
When he came out again it was in company with a very stout gentleman in shirt sleeves and an apron
شدویلاس بعد با آقای تنومندی که پیشبندی بسته بود و کت به تن نداشت از آنجا بیرون آمد.
-
ترجمه های کمتر
- دلیری
- محکمی
- جرات
- عزم
- چاق
- قوت قلب
- وزن زیادی
- گردن کلفتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stoutness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stoutness" با ترجمه به فارسی
-
(مردانه) لباس اندازه ی بزرگ (برای مردان چاق) · آبجو سیاه · استاوت · استوار · بی باک · تنومند · تهمتن · دلاور · دلیر · ستبر · ستبر، ستهم، ستنبه · سرسخت · فربه · قطور · قلچماق · قوی · قوی بنیه · قوی هیکل · لندهور · محکم · مستحکم · نترس · نیرومند · پر و پاقرص · پرزور · چاق · کت و کلفت
-
آبجوها · آبجوهاي انگليسي · آبجوهاي سياه · لاژرها
-
(مردانه) لباس اندازه ی بزرگ (برای مردان چاق) · آبجو سیاه · استاوت · استوار · بی باک · تنومند · تهمتن · دلاور · دلیر · ستبر · ستبر، ستهم، ستنبه · سرسخت · فربه · قطور · قلچماق · قوی · قوی بنیه · قوی هیکل · لندهور · محکم · مستحکم · نترس · نیرومند · پر و پاقرص · پرزور · چاق · کت و کلفت
-
(مردانه) لباس اندازه ی بزرگ (برای مردان چاق) · آبجو سیاه · استاوت · استوار · بی باک · تنومند · تهمتن · دلاور · دلیر · ستبر · ستبر، ستهم، ستنبه · سرسخت · فربه · قطور · قلچماق · قوی · قوی بنیه · قوی هیکل · لندهور · محکم · مستحکم · نترس · نیرومند · پر و پاقرص · پرزور · چاق · کت و کلفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن