ترجمه "stowage" به فارسی

انبار, نهشتگاه, مخزن بهترین ترجمه های "stowage" به فارسی هستند.

stowage noun دستور زبان

A place where things are stowed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبار

    noun
  • نهشتگاه

  • مخزن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تنگ هم چینی
    • در انبار گذاری
    • محل انبار کردن
    • نگهداری در انبار
    • هرچیزانبار شده یا نهفته
    • هزینه ی انبار داری
    • کرایه ی انبار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stowage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stowage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه