ترجمه "stow" به فارسی

بازداشتن, چیدن, (اتاق یا جا یا ظرف) گنجاندن (در خود) بهترین ترجمه های "stow" به فارسی هستند.

stow verb noun دستور زبان

(obsolete) A place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشتن

    verb
  • چیدن

    verb
  • (اتاق یا جا یا ظرف) گنجاندن (در خود)

  • ترجمه های کمتر

    • (با چیزهای بسته بندی شده) پر کردن
    • (خودمانی) بس کردن
    • (مهجور) محل سکونت دادن به
    • بسته بندی و انبار کردن
    • جا دادن
    • جا گرفتن
    • دست برداشتن
    • ول کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stow"

عباراتی شبیه به "stow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه