ترجمه "stow" به فارسی
بازداشتن, چیدن, (اتاق یا جا یا ظرف) گنجاندن (در خود) بهترین ترجمه های "stow" به فارسی هستند.
stow
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A place. [..]
-
بازداشتن
verb -
چیدن
verb -
(اتاق یا جا یا ظرف) گنجاندن (در خود)
-
ترجمه های کمتر
- (با چیزهای بسته بندی شده) پر کردن
- (خودمانی) بس کردن
- (مهجور) محل سکونت دادن به
- بسته بندی و انبار کردن
- جا دادن
- جا گرفتن
- دست برداشتن
- ول کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "stow"
عباراتی شبیه به "stow" با ترجمه به فارسی
-
هاریت بیچر استو (نویسنده ی امریکایی)
-
انباریدن، انباردن، پر کردن، انباشتن
-
هریت بیچر استو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن