ترجمه "straggling" به فارسی
متواری ترجمه "straggling" به فارسی است.
straggling
adjective
verb
Present participle of straggle. [..]
-
متواری
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " straggling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "straggling" با ترجمه به فارسی
-
(از قافله یا گروه) جدا شدن · (جامه) بدآویختن · (در ناحیه ی گسترده) پراکنده شدن · (گیسو) ژولیده بودن · بدقواره بودن · به راه خود رفتن · به طور نامرتب روی دادن (یا آمدن یا رفتن و غیره) · دسته ی ناهماهنگ · سرگردان · عقب ماندن · متفرق شدن · منحرف شدن · پخش و پلا شدن · پرت شدن · پرسه زدن · ژولیدن · گروه پراکنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن