ترجمه "straggly" به فارسی

متواری, نامنظم, ژولیده بهترین ترجمه های "straggly" به فارسی هستند.

straggly adjective دستور زبان

Spread around in a chaotic and disorganized manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متواری

    adjective
  • نامنظم

  • ژولیده

  • پراکنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " straggly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "straggly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه