ترجمه "streamlet" به فارسی
جویبار, باریکاب, جويبار بهترین ترجمه های "streamlet" به فارسی هستند.
streamlet
noun
دستور زبان
A small stream. [..]
-
جویبار
nounDiana with her hounds and horses, dashing headlong through a mountain streamlet
دیانا با تازیها و اسبهایش شتابزده از میان یک جویبار کوهستانی میگذشت.
-
باریکاب
-
جويبار
-
جوی کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " streamlet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن