ترجمه "streamline" به فارسی

(بدنه ی هواپیما یا اتومبیل و غیره) هوا لغز کردن, (به ویژه از نظر کاهش مقاومت هوا) هوا لغزی, (جوی یا آبراه) دیواره ی مسیر بهترین ترجمه های "streamline" به فارسی هستند.

streamline verb noun دستور زبان

(physics) A line that is tangent to the velocity of flow of a fluid; equivalent to the path of a specific particle in that flow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بدنه ی هواپیما یا اتومبیل و غیره) هوا لغز کردن

  • (به ویژه از نظر کاهش مقاومت هوا) هوا لغزی

  • (جوی یا آبراه) دیواره ی مسیر

  • ترجمه های کمتر

    • آب لغز کردن
    • آب لغزی
    • برکارایی افزودن
    • خط سیلان
    • رجوع شود به streamlined
    • موثر کردن
    • پر بازده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " streamline " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "streamline" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به laminar flow
  • (هواپیما واتومبیل و غیره) هوا لغز · (کشتی و غیره) آب لغز · آب لغز شده · به سامان · تر و تمیز · ساده و پر بازده · ساده ودلپسند · صاف · عاری از تزئینات یا جزئیات زیادی · موثر و ساده · هوا لغز شده
  • فرآیند موثر و ساده سازی
اضافه کردن

ترجمه های "streamline" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه