ترجمه "stressful" به فارسی

پردغدغه, کوشا, پر استرس بهترین ترجمه های "stressful" به فارسی هستند.

stressful adjective دستور زبان

Irritating; causing stress. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پردغدغه

    adjective

    I had a stressful day today.

    روز پردغدغه اي داشتم امروز.

  • کوشا

    adjective

    2 The disciple Jude stressed the building work that we do on ourselves.

    ۲ یهودا، شاگرد عیسی تأکید کرد که ما باید در ساختن این بنا کوشا باشیم.

  • پر استرس

    It's equally wise to go for the stressful job

    آیا انتخاب شغل پر استرس به همون اندازه عاقلانه است

  • پراز پریشانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stressful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stressful" با ترجمه به فارسی

  • استرس سرمایی · تنش سرمایی
  • (آواشناسی) تکیه ی جمله
  • مقاومت به تنش فيزيولوژيكي
  • استرس اسمزی · تنش اسمزی · تنش سديم كلريد · تنش نمك
  • استرس · تنش · تنش نازيو · ديسترس · فاكتورهاي تنش فيزيكي
  • تنش کاربردی
  • (پزشکی) شکستگی تنشی استخوان (به ویژه به خاطر ورزش شدید) · شکستگی تنشی استخوان
  • استرس · تنش · تنش نازيو · ديسترس · فاكتورهاي تنش فيزيكي
اضافه کردن

ترجمه های "stressful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه