ترجمه "striking" به فارسی
قابل توجه, برجسته, جالب بهترین ترجمه های "striking" به فارسی هستند.
striking
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of strike. [..]
-
قابل توجه
You don't strike me as that much of an academic type.
نميتوني با توسل به حمله هاي دانشگاهي بهم ضربه ي قابل توجهي بزني.
-
برجسته
adjectivefor reaching agreements, for striking deals
برای رسیدن به توافقات ، برای معاملات برجسته
-
جالب
adjectiveShe spoke with a passionate strenuousness which was rather striking.
با یک اصرار پر شور که تقریبا جالب هم به نظر میرسید، سخن میگفت.
-
ترجمه های کمتر
- در حال اعتصاب
- موثر
- نمایان
- والا
- چشمگیر
- گیرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " striking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "striking" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش) نخستین تک اتمی (به منظور پیش دستی در فلج کردن توانایی پاتک دشمن)
-
ضربه چماق
-
ضربه زانو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن