ترجمه "stripe" به فارسی

خط, راه, نواره بهترین ترجمه های "stripe" به فارسی هستند.

stripe verb noun دستور زبان

A long, straight region of a single colour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط

    noun

    A white stripe down his nose gave him a somewhat stupid appearance

    خط سفید پایین پوزهاش ظاهری احمقانه به او میداد.

  • راه

    noun

    Baba pocketed the keys, pulled me out of the rain and under the building's striped awning.

    بابا کلید را در جیب گذاشت مرا از باران بیرون کشید و زیر سایبان راه راه ساختمان برد.

  • نواره

  • ترجمه های کمتر

    • پلنگی
    • دستکش
    • بادکردگی
    • سرآستینی
    • طبقه
    • قسم
    • گونه
    • نوع
    • (ارتش - نشان به شکل ((7)) یا ((-)) برای مشخص کردن درجه ی گروهبان ها و غیره)سردوشی
    • (جمع) روپوش راه راه زندانیان
    • (قدیمی - به شرطی که به شکل نوار باشد) تاول
    • (قدیمی) ضربه ی شلاق
    • (معمولا جمع) پارچه ی راه راه
    • (نواره ای که از نظر رنگ یا بافت و غیره با زمینه فرق دارد) نواره
    • جای شلاق
    • راه راه
    • راه راه کردن
    • رجوع شود به streak
    • روآستینی (chevron هم می گویند)
    • نشان آستین
    • نواره دار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stripe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stripe"

عباراتی شبیه به "stripe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stripe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه