ترجمه "striped" به فارسی

خطدار, راه راه, نواره دار بهترین ترجمه های "striped" به فارسی هستند.

striped adjective verb دستور زبان

Having stripes, decorated or marked with bands differing in color. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطدار

  • راه راه

    Baba pocketed the keys, pulled me out of the rain and under the building's striped awning.

    بابا کلید را در جیب گذاشت مرا از باران بیرون کشید و زیر سایبان راه راه ساختمان برد.

  • نواره دار

  • پلنگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " striped " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "striped"

عباراتی شبیه به "striped" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "striped" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه