ترجمه "striping" به فارسی
خط خطی کردن, هاشور زنی بهترین ترجمه های "striping" به فارسی هستند.
striping
noun
verb
دستور زبان
Present participle of stripe. [..]
-
خط خطی کردن
striped from head to heel with black mud, like so many zebras
با گل سیاه خودشان را مثل گورخر خط خطی کردند
-
هاشور زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " striping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "striping" با ترجمه به فارسی
-
دارای نواره های رنگی (مثل آبنبات مدادی که نوارهای مورب دارد)
-
لیکوی خطدار پالاوان
-
بوتیمار پشتراهراه
-
دستکش
-
خطدار · راه راه · نواره دار · پلنگی
-
پرتوماهی راهراه
-
کارت مغناطیسی
-
(نام پرچم ایالات متحده ی امریکا) ستاره و نوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن