ترجمه "stripped" به فارسی
برهنه, لخت بهترین ترجمه های "stripped" به فارسی هستند.
stripped
adjective
verb
Simple past tense and past participle of strip. [..]
-
برهنه
adjective -
لخت
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stripped " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stripped" با ترجمه به فارسی
-
برهنه سازی و جستجوی بدنی (strip search) · برهنه کردن و جستجوی بدنی کردن (مثلا متهم را)
-
نوار غزه
-
(به صورت باریکه) بریدن · (به ویژه اسلحه را) اوراق کردن · (دنده یا پیچ و غیره) هرز شدن یا کردن · (رخت) کندن · (مخفف) airstrip · (مخفف) comic strip · (پوست یا پر و غیره را) کندن · (گردآوری تمبر پست) یک ردیف تمبر · آخرین قطرات شیر گاو را دوشیدن · باریکه · باند · باند فرودگاه · بردن · برهنه رقصی کردن · برهنه کردن · برهنه کردن یا شدن · برگ توتون را از ساقه جدا کردن · تاته دوشیدن · تسمه · تنگه · تکه · جستجو کردن · خاش · خلع کردن · درآوردن · دوال · رجوع شود به striptease 0 · رشته · رقصیدن و خود رابرهنه کردن (در کاباره و غیره) 1 · رگه های برگ توتون را گرفتن · صافی کردن · عاری ساختن · عاری کردن یا شدن · عریان کردن یا شدن · غارت کردن · قطعه (باریک و دراز) · لخت و عور کردن یا شدن · لخت کردن · لخت کردن یا شدن · محروم کردن · نواره · نوراه کردن · ورآمدن · ورآوردن · پاره · پیاده کردن · چاپیدن · کارتون · گرفتن
-
کشت نواری
-
(هندسه) نوار موبیوس (Mobius band هم می گویند)
-
فروشگاه بین راهی
-
چرای نواری
-
القا فحلي · تخمريزي القايي · تخمکگذاری القایی · پسدوشي تخمهاي ماهي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن