ترجمه "stronger" به فارسی

قوی, محکم, نیرومند بهترین ترجمه های "stronger" به فارسی هستند.

stronger adjective

comparative form of strong: more strong [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قوی

    adjective noun

    Every mistake made me stronger.

    هر اشتباه مرا قوی تر کرد.

  • محکم

    The bond between a vampire and his maker is stronger than you can imagine.

    بندي که بين يک دراکولا و خالقش هست محکمتر از اونيه که فکرشو ميکني.

  • نیرومند

    adjective

    He was stronger, riper: he knew that it must be so.

    اینک نیرومند و پختهتر بود: میدانست که میباید چنین باشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stronger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stronger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه