ترجمه "strongly" به فارسی

شدیداً, سخت, قویا بهترین ترجمه های "strongly" به فارسی هستند.

strongly adverb دستور زبان

very much [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدیداً

    adverb

    I strongly suggest you consider doing that again.

    شدیداً پیشنهاد می کنم که دوباره به انجام این کار فکر کنید

  • سخت

    adjective

    Sometimes, we feel so strongly about our people we see things that aren't there.

    بعضي وقتا ، ما اونقدر سخت به آدمامون فکر ميکنيم که چيزايي رو ميبينيم که اونجا نيست.

  • قویا

    She felt strongly that it would be best to delay it.

    قویا احساس می کرد باید به تاخیر بندازیمش

  • قویاً

    adverb

    Mr. Tyke has been strongly recommended to me I had something to do with getting him an appointment before.

    آقای تا یک را قویاً به من توصیه کردهاند ـ قبلاً هم کمک کردم پستی بگیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strongly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "strongly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه