ترجمه "stubborn" به فارسی

کله شق, سمج, سرتق بهترین ترجمه های "stubborn" به فارسی هستند.

stubborn adjective دستور زبان

refusing to move or change one's opinion; obstinate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کله شق

    adjective

    refusing to move or change one's opinion

    I've been stubborn and unbending, like my father.

    من خیلی کله شق و انعطاف ناپذیر بودهام، درست مثل پدرم.

  • سمج

    adjective

    refusing to move or change one's opinion

    These words and the stubborn folds between his brows answered her question.

    این حرفها و چین سمج پیشانیش جوابی را که مادر انتظار داشت بوی دادند.

  • سرتق

    refusing to move or change one's opinion

  • ترجمه های کمتر

    • لجوج
    • معاند
    • سر سخت
    • لجباز
    • سرسخت
    • خودسر
    • لجوجانه
    • یاغی، سرکش
    • سرکش
    • مصمم
    • دپرپای
    • دیرالتیام
    • لجول
    • خودرای
    • بدقلق
    • مصممانه
    • مقاوم
    • پیگیر
    • بی امان
    • خیره سر
    • دیر درمان
    • سر سختانه
    • چشم سفید
    • یک دنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stubborn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stubborn" با ترجمه به فارسی

  • خود سری · خیره سری · سختی · سر سختی · سرسختی · سرکشی · لجاجت · کله شقی
اضافه کردن

ترجمه های "stubborn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه