ترجمه "studding" به فارسی

(ساختمان های چوبی) تیرهای عمودی دیوار, تیرگذاری بهترین ترجمه های "studding" به فارسی هستند.

studding noun verb دستور زبان

Present participle of stud. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ساختمان های چوبی) تیرهای عمودی دیوار

  • تیرگذاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " studding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "studding" با ترجمه به فارسی

  • (به ساختمان) تیر عمودی زدن · (تایر یخ شکن) میخ · (خانه های چوبی)هریک از تیرهای عمودی توی دیوار (رجوع شود به تصویر: frame) · (دیوار و غیره را) دارای تیر عمودی کردن · (عامیانه) مردحشری · (مخفف) stud poker · (نر) جانور ویژه ی اصلاح نژاد · اسب اصلاح نژاد · اسب تخم گیری · اسب تخمی · اسب های تخمی · با گل میخ آراستن · برز اسب (studhorse هم می گویند) · برز گاو · دام تخمی · دکمه دو سر · دکمه سردست · شمع فلزی · شهوتی · فسیله · قپه · قپه دار کردن · محل اسب های تخم گیری · مرد پر شهوت و زن خواه · مزین بودن به 1 · میله ی شمع · نشان کردن یا شدن · نیم ذرع · وابسته به اسب یا دام تخمی · ورزاو · ویژه ی اصلاح نژاد · پراکنده بودن 0 · پرکردن · پیچ بی سر · پیچ دو سر رزوه · پیچ دو سردنده · گاو تخمی · گروه اسب های تخم گیری یا اصلاح نژاد · گل میخ (هر نوع فلز میخ مانند که برای تزئین به چرم و غیره می زنند) · گُلمیخ
  • (نوعی پوکر که بعضی ورق ها را روباز می دهند) استاد پوکر
  • آراسته
  • بادبان کمکی، بادبان جانبی اضافی
  • آراسته
  • (به ساختمان) تیر عمودی زدن · (تایر یخ شکن) میخ · (خانه های چوبی)هریک از تیرهای عمودی توی دیوار (رجوع شود به تصویر: frame) · (دیوار و غیره را) دارای تیر عمودی کردن · (عامیانه) مردحشری · (مخفف) stud poker · (نر) جانور ویژه ی اصلاح نژاد · اسب اصلاح نژاد · اسب تخم گیری · اسب تخمی · اسب های تخمی · با گل میخ آراستن · برز اسب (studhorse هم می گویند) · برز گاو · دام تخمی · دکمه دو سر · دکمه سردست · شمع فلزی · شهوتی · فسیله · قپه · قپه دار کردن · محل اسب های تخم گیری · مرد پر شهوت و زن خواه · مزین بودن به 1 · میله ی شمع · نشان کردن یا شدن · نیم ذرع · وابسته به اسب یا دام تخمی · ورزاو · ویژه ی اصلاح نژاد · پراکنده بودن 0 · پرکردن · پیچ بی سر · پیچ دو سر رزوه · پیچ دو سردنده · گاو تخمی · گروه اسب های تخم گیری یا اصلاح نژاد · گل میخ (هر نوع فلز میخ مانند که برای تزئین به چرم و غیره می زنند) · گُلمیخ
اضافه کردن

ترجمه های "studding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه