ترجمه "student" به فارسی

دانشجو, محصل, دانش اموز بهترین ترجمه های "student" به فارسی هستند.

student noun دستور زبان

A person who studies a particular academic subject. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانشجو

    noun

    person who studies an academic subject [..]

    I studied for six months in England when I was a student.

    من وقتی دانشجو بودم، شش ماه در انگلستان تحصیل کردم.

  • محصل

    noun

    The student knelt to kiss his cousin's hand.

    محصل زانو را خم کرد، دست دختر عمویش را گرفت و بوسید.

  • دانش اموز

    noun

    Alison and I weren't exactly besties when we were students.

    من و آلیسون وقتی دانش اموز بودیم خیلی با هم نمیساختیم

  • ترجمه های کمتر

    • شاگرد
    • دانشآموز
    • دانش آموز
    • محقق
    • جویا
    • طالب
    • پژوهشگر
    • دانش پژوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " student " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "student"

عباراتی شبیه به "student" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "student" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه