ترجمه "studentship" به فارسی
تلمذ, دانشجویی, شاگردی بهترین ترجمه های "studentship" به فارسی هستند.
studentship
noun
دستور زبان
(rare) The position or role of a student. [..]
-
تلمذ
-
دانشجویی
-
شاگردی
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس) بورس تحصیلی
- دانش آموزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " studentship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن