ترجمه "studio" به فارسی

استودیو, کارگاه, آتلیه بهترین ترجمه های "studio" به فارسی هستند.

studio noun دستور زبان

An artist’s or photographer’s workshop or the room in which an artist works. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استودیو

    place where radio or television programs, records or films are made [..]

    Tom gave up his teaching job to become a full-time studio musician.

    تام شغل معلمی را رها کرد تا به طور تمام وقت در استودیو نوازنده شود.

  • کارگاه

    noun

    Mrs. Casaubon should not go away without seeing a studio or two.

    آقای کازوبن حیف است خانم کازوبن یکی دو کارگاه نقاشی را ندیده از رم بروند.

  • آتلیه

    It's going to be two years of studio work.

    یعنی باید 2 سال در آتلیه کار می کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • هنرکده
    • هنرگاه
    • (به ویژه عکاسی یا نقاشی یا موسیقی) کارگاه
    • (در ایستگاه رادیو یا تلویزیون) اتاق پخش
    • آپارتمان کوچک (دارای یک اتاق اصلی)
    • اتاق آموزش رقص یا موسیقی
    • اتاق ضبط
    • شرکت فیلمبرداری
    • موسسه ی سینمایی
    • کارگاه فیلمبرداری
    • کارگاه هنری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " studio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "studio"

عباراتی شبیه به "studio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "studio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه