ترجمه "stunt" به فارسی
شاهکار, شیرینکاری, کوتوله بهترین ترجمه های "stunt" به فارسی هستند.
stunt
verb
noun
دستور زبان
A daring or dangerous feat, often involving the display of gymnastic skills. [..]
-
شاهکار
nouni cant believe samantha pulled that stunt right after she spent all morning
باورم نميشه سامانتا اون شاهکار را امروز انجام داده ، اونم بعد تمام ماجراهاي صبح که
-
شیرینکاری
because I've been doing this stunt
من به این شماره نیازی ندارم. چراکه این شیرینکاری را
-
کوتوله
Two stunt demons inside, just like you said.
درست همونطور که گفته بودي دو تا شيطون کوتوله اونجا بودن
-
ترجمه های کمتر
- کلک
- هنرنمایی
- بدل کاری
- ترفند
- رستکاه
- رشدگیر
- حیله
- (فوتبال امریکایی - برای گیج کردن تیم مخالف)جای مدافعان را عوض کردن
- از رشد بازداشتن
- انواع آفت ها و بیماری های گیاهی که جلورشد را می گیرد
- تعویض جای مدافعان
- تعویض کردن
- جلو رشد (چیزی) را گرفتن
- جلو پیشرفت (چیزی را) گرفتن
- جلوگیری از رشد یا پیشرفت
- درخت مردنی
- شیرین کاری
- شیرینکاری کردن
- هر چیز رشد نکرده
- هنرنمایی کردن
- کار نمایشی
- کار نمایشی کردن
- کم رشد
- کوچک یا کوتوله نگهداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stunt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stunt" با ترجمه به فارسی
-
ویروس کوتولگی برگکنگرهای برنج
-
بدلکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن