ترجمه "stunned" به فارسی
بهت زده, جاخورده, حیرت زده بهترین ترجمه های "stunned" به فارسی هستند.
stunned
adjective
verb
دستور زبان
Unable to act or respond; dazed; shocked. [..]
-
بهت زده
adjective -
جاخورده
adjective -
حیرت زده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خشک زده
- شگفت زده
- میخکوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stunned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stunned" با ترجمه به فارسی
-
جذاب · خوب · دلفریب · شوکدادن · شوکدادن (دام وطیور) · عالی · محرکه · مدهوش کننده · گیرا
-
(صدای بلند یا انفجار و غیره) در جا خشکاندن · (مثلابا ضربه) بیهوش کردن · آسیمه کردن · از حال بردن · از هوش بردن · بهت · بهت زده کردن · بیهوشی · تکان شدید(روحی) · حیرت · حیرت زده کردن · مبهوت کردن · مدهوش کردن · میخکوب کردن · هاج و واج کردن · هاجی · گیج کردن
-
(مورد استعمال پلیس - برای دفاع از خود) سلاح گیج کننده (که به مهاجم تکانه ی برقی می دهد)
-
جذاب · خوب · دلفریب · شوکدادن · شوکدادن (دام وطیور) · عالی · محرکه · مدهوش کننده · گیرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن