ترجمه "stumpy" به فارسی

پوشیده از بیخ درخت (که تنه ی آن بریده و برده شده است), کنده مانند, کوتاه و کلفت بهترین ترجمه های "stumpy" به فارسی هستند.

stumpy adjective دستور زبان

Like or resembling a stump, short and cut off. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوشیده از بیخ درخت (که تنه ی آن بریده و برده شده است)

  • کنده مانند

  • کوتاه و کلفت

    He was short legged and fat armed, thick and stumpy, and clad only with grass about his waist.

    پاهـای کوتـاه و بـازوانی ستبر داشت، کوتاه و کلفت، و تنها تن پوشش دامنی بود از جنس علف.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stumpy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stumpy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه