ترجمه "stuporous" به فارسی
کرخت, گیج, کرخت کننده بهترین ترجمه های "stuporous" به فارسی هستند.
stuporous
adjective
دستور زبان
having slow or confused reactions, as if in a stupor; groggy [..]
-
کرخت
and he lay, scarcely thinking, in a semi stupor of weariness, until it was time for supper.
و با حالتی نیمه کرخت در اثر خستگی دراز کشیده بود گاهی فکری به ذهنش خطور میکرد تا آنکه وقت شام رسید.
-
گیج
and half in a stupor herself, because of the heavy scent in the room.
بوی سنگین اطاق او را گیج کرده است.
-
کرخت کننده
-
گیج کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stuporous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stuporous" با ترجمه به فارسی
-
(در اثر ضربه ی روحی یا مواد مخدر و غیره) منگی · از خود بیخودی · بلاهت · بهت · بی تفاوتی · بی حسی · تخدیر · خدر · رخوت · مدهوشی · نشئگی · گیجی
-
(در اثر ضربه ی روحی یا مواد مخدر و غیره) منگی · از خود بیخودی · بلاهت · بهت · بی تفاوتی · بی حسی · تخدیر · خدر · رخوت · مدهوشی · نشئگی · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن