ترجمه "sturdy" به فارسی

تنومند, محکم, قوی بهترین ترجمه های "sturdy" به فارسی هستند.

sturdy adjective noun دستور زبان

A disease in sheep and cattle, marked by great nervousness, or by dullness and stupor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنومند

    solid in structure or person

    Sakina was big and sturdy, whereas I was small and thin.

    سَکینا هیکلی درشت و تنومند داشت، برعکس من که کوچک و لاغراندام بودم.

  • محکم

    adjective

    They advised residents to seek shelter in sturdy buildings such as universities and schools.

    آنها به ساکنان توصیه دادند که در ساختمان های محکم مانند دانشگاه ها و مدارس پناه بگیرند.

  • قوی

    adjective

    Under divine guidance, Jacob bred sturdy animals of the desired coloration.

    یعقوب به برکت یَهُوَه حیوانات سالم و قوی به دست آورد.

  • ترجمه های کمتر

    • خوش بنیه
    • مقاوم
    • نیرومند
    • ستبر
    • زورمند
    • پرطاقت
    • پردوام
    • قلچماق
    • مصمم
    • خوب ساخت
    • رجوع شود به gid
    • پر اراده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sturdy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sturdy proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Sturdy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sturdy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sturdy" با ترجمه به فارسی

  • بنیه قوی · تنومندی · ستبری · عزم
اضافه کردن

ترجمه های "sturdy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه