ترجمه "subaltern" به فارسی

مادون, زیردست, فرعی بهترین ترجمه های "subaltern" به فارسی هستند.

subaltern adjective noun دستور زبان

Of a lower rank or position; inferior or secondary. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادون

    adjective noun
  • زیردست

    adjective noun

    if he have a chance he will pull down and pulverize that subaltern's tower, and make a little heap of dust of it.

    اگر فرصتی بیابد برج و باروی وجود آن زیردست را فرو میکوبد و به گرد و غبار بدل میکند.

  • فرعی

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • تابع
    • افسر جز
    • تبعی
    • دونپایه
    • ستوان
    • (انگلیس) افسر جز (پایین تر از سروان)
    • (منطق) متداخل
    • زیر دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subaltern " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Subaltern
+ اضافه کردن

"Subaltern" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subaltern در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "subaltern" با ترجمه به فارسی

  • (طرز قرار گیری برگ های گیاه) متوالی و متضاد · رجوع شود به subaltern · متوالی · پاد پشتا · پشت هم · پشتا
  • تناوب · تواتر · توالی · حالت تبعی
اضافه کردن

ترجمه های "subaltern" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه