ترجمه "subalternate" به فارسی

پشتا, متوالی, (طرز قرار گیری برگ های گیاه) متوالی و متضاد بهترین ترجمه های "subalternate" به فارسی هستند.

subalternate adjective noun دستور زبان

Succeeding by turns; successive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشتا

  • متوالی

  • (طرز قرار گیری برگ های گیاه) متوالی و متضاد

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به subaltern
    • پاد پشتا
    • پشت هم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subalternate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "subalternate" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) افسر جز (پایین تر از سروان) · (منطق) متداخل · افسر جز · تابع · تبعی · دونپایه · زیر دست · زیردست · ستوان · فرعی · مادون
  • تناوب · تواتر · توالی · حالت تبعی
اضافه کردن

ترجمه های "subalternate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه