ترجمه "submersed" به فارسی
(گیاه شناسی) زیر آبزی, زیر آب رست, زیر اب بهترین ترجمه های "submersed" به فارسی هستند.
submersed
adjective
verb
Simple past tense and past participle of submerse. [..]
-
(گیاه شناسی) زیر آبزی
-
زیر آب رست
-
زیر اب
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " submersed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "submersed" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) زیر دریایی · زیر آبی آبکار · زیردریاپیما · کار کننده یا مناسب برای زیر آب
-
رجوع شود به submerge
-
نیمه شناور
-
زیراب فرو بری · غرق · غوطه ه · غوطه ور سازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن