ترجمه "submit" به فارسی
اظهار داشتن, تسلیم شدن, تن دردادن بهترین ترجمه های "submit" به فارسی هستند.
submit
verb
دستور زبان
(intransitive) To yield or give way to another. [..]
-
اظهار داشتن
verb -
تسلیم شدن
verbWhat else do Jehovah’s Witnesses accomplish by submitting to God’s rule?
شاهدان یَهُوَه با تسلیم شدن به حکمرانی خدا چه چیزی دیگری را به انجام میرسانند؟
-
تن دردادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دادن
- رسیدن
- (برای رسیدگی یا تصمیم گیری یا تصویب) تقدیم کردن
- (خود را) در معرض چیزی قراردادن
- احاله کردن
- ادعا کردن
- ارائه دادن
- ارائه کردن
- اطاعت کردن
- اظهار عقیده کردن
- تحت تاثیر چیزی قراردادن یا قرار گرفتن
- تسلیم بودن سربراه بودن
- تسلیم کردن
- تن در دادن
- توضیح دادن
- دستخوش کردن یا شدن
- رضامند بودن
- عرضه داشتن
- عقب انداختن
- مطیع بودن
- کناره گرفتن
- گردن نهادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " submit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Submit
-
ارائه دادن- پیشنهاد کردن
عباراتی شبیه به "submit" با ترجمه به فارسی
-
معرفی سایت به موتور جستجو و فهرست.
-
تن دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن