ترجمه "submissive" به فارسی

مطیع, تسلیم, فروتن بهترین ترجمه های "submissive" به فارسی هستند.

submissive adjective noun دستور زبان

one who submits [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مطیع

    Yet every German family is bound to slavery and to submission to its 'Fater.

    باری، در اینجا هر خانوادهای مطیع و اسیر است و کورکورانه در زیر قدرت فاتر قرار گرفته است.

  • تسلیم

    noun

    Yet submission made him master his fear, and he only growled softly.

    ناچار تسلیم شد و فقط آهسته غرش میکرد.

  • فروتن

    adjective

    We've been forced into submissive roles all our lives.

    ما توي تموم زندگيمون مطيع و فروتن بوديم

  • ترجمه های کمتر

    • حلیم
    • رضاوند
    • سربراه
    • بنده وار
    • سلطه پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " submissive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Submissive
+ اضافه کردن

"Submissive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Submissive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "submissive" با ترجمه به فارسی

  • انقیاد · حلم · فرمانبرداری · فروتنی
  • معرفی سایت به موتور جستجو و فهرست.
  • صف ارسال
  • از روی فرمانبرداری · از روی فروتنی
  • (حقوق) قرارداد ارجاع به حکمیت · اطاعت · انقیاد · تسلیم · تفویض · تقدیم (برای تصویب یا رسیدگی) ارائه · تن در دهی · دادن · رضا · رضایت · ستوهش · سلطه پذیری · عرضه · عمل تسلیم شدن · فروتنی · هر چیزی ارسال یا داده شده (مثلا برای چاپ) · گردن نهی
  • (قدیمی) حقیر · افتاده · فروتن · مطیع
  • (حقوق) قرارداد ارجاع به حکمیت · اطاعت · انقیاد · تسلیم · تفویض · تقدیم (برای تصویب یا رسیدگی) ارائه · تن در دهی · دادن · رضا · رضایت · ستوهش · سلطه پذیری · عرضه · عمل تسلیم شدن · فروتنی · هر چیزی ارسال یا داده شده (مثلا برای چاپ) · گردن نهی
  • (حقوق) قرارداد ارجاع به حکمیت · اطاعت · انقیاد · تسلیم · تفویض · تقدیم (برای تصویب یا رسیدگی) ارائه · تن در دهی · دادن · رضا · رضایت · ستوهش · سلطه پذیری · عرضه · عمل تسلیم شدن · فروتنی · هر چیزی ارسال یا داده شده (مثلا برای چاپ) · گردن نهی
اضافه کردن

ترجمه های "submissive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه