ترجمه "subscriber" به فارسی

مشترک, امضاکننده, تعهدکننده بهترین ترجمه های "subscriber" به فارسی هستند.

subscriber noun دستور زبان

a person who subscribes to a publication or a service [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشترک

    noun

    Which won't go unnoticed by our subscriber base.

    که مشترک های روزنامه هم ازش باخبر میشن

  • امضاکننده

  • تعهدکننده

  • ترجمه های کمتر

    • امضاکننده زیراعانه دهنده
    • شرکت کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subscriber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Subscriber

In replication, a database instance that receives replicated data.

+ اضافه کردن

"Subscriber" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subscriber در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "subscriber" با ترجمه به فارسی

  • سیمکارت
  • سهام سرمایه پذیره نویسی شده
  • خط دیجیتال مشترکین
  • ایدیاسال
  • سیمکارت
  • شماره دسترسی مشترک
  • (امور خیریه) تعهد پرداخت کردن · (به طور کلی) موافق بودن · (در پای سند و غیره) امضا کردن · (روزنامه و غیره) آبونه شدن · (سهام) پذیره نویسی کردن · (کنسرت و غیره) بلیط سالیانه یا فصلی خریدن · آبونه شدن · اشتراک · تایید یا توافق کردن · تقبل کردن · خواستار بودن · دستینه نهادن · رضایت دادن · مشترک شدن · مشتری دائم شدن · هم رای بودن · پذیرا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "subscriber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه