ترجمه "Subscription" به فارسی

آبونمان اشتراک, اشتراک, اعانه بهترین ترجمه های "Subscription" به فارسی هستند.

Subscription
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبونمان اشتراک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Subscription " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

subscription noun دستور زبان

access to a resource for a period of time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتراک

    The man at the circulating library demanded three years' subscriptions

    کرایه دهنده کتاب مطالبه سه سال وجه اشتراک کتاب کرد.

  • اعانه

    not only refuse to cooperate themselves, but try to blacken the whole affair and hinder subscriptions.

    نه تنها خودشان همکاری نمیکنند، بلکه میخواهند تمام جریان را بدنام کنند و جلوی جمعآوری اعانه را بگیرند.

  • عضویت

    A bit later I learned of the existence of lending libraries I took out a subscription at Mudie's

    کمی بعد، من از وجود کتابخانههایی که کتاب امانت میدادند. مطلع شدم به عضویت یکی از آنها در آمدم

  • ترجمه های کمتر

    • دستینه
    • امضا
    • تایید
    • (امور خیریه و غیره) مبلغ تقبل یا تعهد شده
    • (به ویژه کتبی) توافق
    • (تئاتر و کنسرت و غیره) بلیط سالیانه
    • (روزنامه و غیره) آبونمان
    • (سهام) پذیره نویسی
    • (کلیسای انگلیکان) پذیرش 93 اصل شرعی
    • اجازه نامه
    • اشتراک فصلی
    • بخشی از نسخه ی دکتر که مربوط به داروسازاست
    • توافق نامه
    • ثبت نام
    • حق اشتراک
    • حق عضویت
    • دستینه گذاری
    • رضایت نامه
    • سند امضا شده
    • صحه گذاری
    • مدرک دستینه دار
    • مدل کسبوکار حق اشتراکی
    • کمک مالی

عباراتی شبیه به "Subscription" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Subscription" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه