ترجمه "subsequence" به فارسی
پیامد, دنباله, رشتک بهترین ترجمه های "subsequence" به فارسی هستند.
subsequence
noun
دستور زبان
A subsequent act or thing; a sequel [..]
-
پیامد
-
دنباله
noun -
رشتک
-
ترجمه های کمتر
- عقبه
- (ریاضی) ردیفه
- ثانوی یا بعدی بودن
- رویداد یا متعاقب
- زیر دنباله
- وابسته به پیامد یا نتیجه بودن
- پس رویداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subsequence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "subsequence" با ترجمه به فارسی
-
رویدادهای بعد از تاریخ تهیه ترازنامه
-
یدعب یاعدا
-
اخر · بعدا · بعداز · در جستجوی · در صدد · درپی · سپس · مطابق · پس از · پس ازان · پشت سر
-
(با: to) بعد از · بعد · بعدی · خلفی · سپسی · سپسین · لاحق · مابعد · متعاقب · وابسته به رویداد متعاقب یا پس رویداد · پس از · پسایند · پیایند
-
(با: to) بعد از · بعد · بعدی · خلفی · سپسی · سپسین · لاحق · مابعد · متعاقب · وابسته به رویداد متعاقب یا پس رویداد · پس از · پسایند · پیایند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن