ترجمه "subservience" به فارسی
ملازمت, تملق, چاپلوسی بهترین ترجمه های "subservience" به فارسی هستند.
subservience
noun
دستور زبان
The state of being subservient [..]
-
ملازمت
state of being subservient
-
تملق
nounAt a word from him they fell back with subservient murmurs, recognizing his voice.
با شنیدن و شناختن صدای او همه با زمزمههای تحسین و تملق عقب رفتند.
-
چاپلوسی
It was horrible to have to be affable and subservient
به ناچار مهربانی کردن و تن به اطاعت و چاپلوسی دادن وحشتناک است
-
ترجمه های کمتر
- پابوسی
- خادم مسلکی
- خود پست سازی
- دون پایگی (subserviency هم می گویند)
- زیر دستی
- نوکر صفتی
- چکمه لیسی
- کاسه لیسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subservience " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "subservience" با ترجمه به فارسی
-
اهل تعظیم و تکریم · بادمجان دورقاب چین · بنده وار · به دردخور · به کارخور · تابع · تسلیم · خادم · خاضع · خود حقیر سازی · سودمند · متملق · مسلک · مطیع · مفید · نوکر صفت · پست · چاپلوس · چکمه لیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن