ترجمه "subside" به فارسی

فروکش کردن, فرونشستن, تقلیل یافتن، کوچک شدن بهترین ترجمه های "subside" به فارسی هستند.

subside verb دستور زبان

To sink or fall to the bottom; to settle, as lees. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروکش کردن

    verb

    You stepped on the beach and the tide subsided.

    تو اومدي ساحل جزر و مد فروکش کرد.

  • فرونشستن

    verb
  • تقلیل یافتن، کوچک شدن

  • ترجمه های کمتر

    • فرورفتن
    • آرام شدن
    • ته نشست کردن
    • رسوب کردن (رجوع شود به settle و precipitate)
    • نشست کردن
    • کمتر شدن
    • کمتر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Subside
+ اضافه کردن

"Subside" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subside در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "subside" با ترجمه به فارسی

  • ارامش · ته نشینی · فرو نشینی · فرونشست · فرونشست زمین · فرونشینی · نشست · نشست زمین
  • (دولت) کمک مالی کردن · (معمولا به عنوان رشوه) با پول از کمک یا حمایت برخوردار شدن · بخشی از هزینه را پرداختن · سوبسید دادن · کمک هزینه دادن · یارانه دادن
  • کمک مالی متقابل کردن
  • فرونشست · فرونشست زمین
  • سوبسید
  • کمک مالی
اضافه کردن

ترجمه های "subside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه