ترجمه "subset" به فارسی

زیرمجموعه, (ریاضی) مجموعه ی فرعی, زیر دسته بهترین ترجمه های "subset" به فارسی هستند.

subset verb noun دستور زبان

(set theory) With respect to another set, a set such that each of its elements is also an element of the other set. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیرمجموعه

    noun

    set A is a subset of a set B, or equivalently B is a superset of A, if A is "contained" inside B, that is, all elements of A are also elements of B. A and B may coincide

    And in gold, we see a subset of companies

    و به رنگ طلایی، زیرمجموعه ای از شرکت هایی می بینیم

  • (ریاضی) مجموعه ی فرعی

  • زیر دسته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subset " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Subset
+ اضافه کردن

"Subset" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subset در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "subset" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "subset" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه