ترجمه "subsequent" به فارسی

بعدی, بعد, متعاقب بهترین ترجمه های "subsequent" به فارسی هستند.

subsequent adjective دستور زبان

Following in time; coming or being after something else at any time, indefinitely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بعدی

    adjective

    What his subsequent conduct and proposals were is a matter of pure conjecture;

    رفتار بعدی آن مرد چه بود و چه پیشنهادهایی داد این را فقط میتوان حدس زد.

  • بعد

    noun adverb

    The subsequent placings extinguish spiritual life and should radiate outward.

    و ضربات بعدي زندگي روحشو نابود ميکنه و بايد مشعشع بشه به خارج

  • متعاقب

    adjective

    At that convention and at subsequent ones, there have been numerous flashes of spiritual light.

    در طی آن کنگره و دیگر کنگرههای متعاقب آن، نور روحانی بمراتب فزونی یافته است.

  • ترجمه های کمتر

    • خلفی
    • سپسی
    • سپسین
    • مابعد
    • پسایند
    • پیایند
    • لاحق
    • (با: to) بعد از
    • وابسته به رویداد متعاقب یا پس رویداد
    • پس از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subsequent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Subsequent
+ اضافه کردن

"Subsequent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subsequent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "subsequent" با ترجمه به فارسی

  • (ریاضی) ردیفه · ثانوی یا بعدی بودن · دنباله · رشتک · رویداد یا متعاقب · زیر دنباله · عقبه · وابسته به پیامد یا نتیجه بودن · پس رویداد · پیامد
  • رویدادهای بعد از تاریخ تهیه ترازنامه
  • یدعب یاعدا
  • اخر · بعدا · بعداز · در جستجوی · در صدد · درپی · سپس · مطابق · پس از · پس ازان · پشت سر
اضافه کردن

ترجمه های "subsequent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه