ترجمه "subsidy" به فارسی
سوبسید, یارانه, مساعده بهترین ترجمه های "subsidy" به فارسی هستند.
subsidy
noun
دستور زبان
financial support or assistance, such as a grant [..]
-
سوبسید
financial support
are, in fact, subsidies.
در واقع سوبسید هستند.
-
یارانه
grants that are provided without specific return
Today, 500 billion dollars a year goes into subsidies for fossil fuels.
سالانه پانصد میلیارد دلارصرف پرداخت یارانه سوخت فسیلی میشود.
-
مساعده
-
ترجمه های کمتر
- مقرری
- (انگلیس - سابقا) پول اهدایی از سوی پارلمان به شاه
- هنيزه كمك
- کمک مالی دولت (مثلا به صنایع میهنی)
- کمک هزینه
- کمک یک دولت به دولت دیگر (مثلا برای خرید سلاح یا غله)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subsidy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Subsidy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Subsidy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subsidy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "subsidy" با ترجمه به فارسی
-
تخصیص اعتبارات وکمکها
-
يارانههاي پژوهش
-
سوبسیدها · کمکهزینههای بهسازی · یارانهها
-
سوبسید
-
کمک هزینه اشتغال
-
سوبسیدهای صادرات · یارانههای صادرات
-
سوبسید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن