ترجمه "substance" به فارسی
ماده, جوهر, جسم بهترین ترجمه های "substance" به فارسی هستند.
The essential part of anything; the most vital part. [..]
-
ماده
adjective nounHe could not tell whether the substance was liquid or gas.
نمیتوانست تشخیص دهد که آن ماده مایع است یا گاز.
-
جوهر
nounall these are but subtile deceits, not actually inherent in substances, but only laid on from without;
مگر فریبهای نرم، در هیچ ذاتی جوهر آن نیستند بلکه عرضی هستند از بیرون به وام آمده.
-
جسم
nounIf I dared, I'd touch you, to see if you are substance or shadow, you elf!
ای پری زاد، اگر جرأت داشتم به بدنت دست میزدم تا ببینم جسم هستی یا سایه!
-
ترجمه های کمتر
- چیز
- دارایی
- اصل
- ذات
- محتوا
- استحکام
- مال
- ماهیت
- مفهوم
- مفاد
- قوام
- کل
- پیام
- فحوا
- ارش
- استواری
- مقصود
- قوت
- منظور
- جان کلام
- مال و منال
- مطلب عمده
- موضوع اصلی
- نکته مهم
- پول و ثروت
- کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Substance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Substance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "substance" با ترجمه به فارسی
-
گروه مواد شیمیایی
-
داروها · داروهاي دامپزشكي · شيميدرمانگرها · فرآوردههاي دارويي · مواد درماني
-
سموم · مواد توکسیک · مواد سمی · مواد شيميايي آسيبرسان
-
سوء مصرف مواد
-
روغن · چرب کننده
-
(هوا یا گاز یا مایع که پروانه یا پیستون و غیره را به کار می اندازد) ماده ی واسطه · ماده ی کارآور
-
مواد اعتیادآور
-
مسمومیت