ترجمه "substantial" به فارسی

مهم, بزرگ, حقیقی بهترین ترجمه های "substantial" به فارسی هستند.

substantial adjective noun دستور زبان

Belonging to substance; actually existing; real; as, substantial life. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهم

    adjective

    I'm offering substantial happiness.

    من يه شادي مهم رو پيشنهاد ميدم

  • بزرگ

    adjective

    A substantial sum was withdrawn from the bank before the Duke's troops ever even arrived.

    يه حساي بزرگ از بانك قبل از جنگ تحميلي كه دوك عليه ما داشت برداشته شده.

  • حقیقی

    adjective proper

    A fact thus set down in substantial history cannot easily be gainsai d.

    واقعیتی را که بدین گونه در تاریخ حقیقی ذکر شده است نمیتوان به سهولت انکار کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • اساسی
    • مفصل
    • جسم
    • محکم
    • کلان
    • واقعی
    • فراوان
    • ماده
    • اصولی
    • مادی
    • استوار
    • تمکن
    • جوهری
    • مالدار
    • گوهرین
    • جادار
    • مستدل
    • پردازش
    • وافر
    • ذاتی
    • پولدار
    • ثروتمند
    • ارزشمند
    • عظیم
    • موجود
    • سخت
    • (معمولا جمع) هر چیز مادی
    • بنیادی 0
    • غیر تخیلی
    • قابل توجه
    • قابل ملاحظه
    • قانع کننده
    • وابسته به یا دارای ماده
    • پر اهمیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " substantial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Substantial
+ اضافه کردن

"Substantial" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Substantial در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "substantial" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "substantial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه