ترجمه "substantially" به فارسی
اساسا, دراساس, درواقع بهترین ترجمه های "substantially" به فارسی هستند.
substantially
adverb
دستور زبان
In a strong substantial manner; considerably. [..]
-
اساسا
So, substantially larger than
پس اساسا کار بزرگتر از
-
دراساس
-
درواقع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substantially " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "substantially" با ترجمه به فارسی
-
اثبات · اعتبار · بازبینی · تایید · تجسم · تحقق · تحقیق · تنفیذ · صحت
-
بادلیل اثبات شده · تجسم یافته · محقق شده
-
اساس · جسمیت · مادیت
-
(فلسفه) جوهر گرایی
-
اساس دادن یااساس پیدا کردن · دارای وجود خارجی کردن یا شدن
-
جسمیت
-
یساسا تامدخ
-
دمآرد هجوت لباق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن